محمد تقي جعفري
162
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
را حكمتى است كه از محبت و مهر الهى ناشى مىشود كه بادورى بشر از او ، او از بشر دور نمىگردد . پيش از آنكه نتايج اعمال زشت ، ما را بروز سياه بنشاند ، پيش از آنكه وقاحتها و بىشرميهاى ما از لابلاى سطوح زندگى ما باز شوند و در برابر ديدگان ما مجسم گردند ، در پاكسازى اوراق حيات بكوشيم و مانند كودك عاصى كه از دامان مادر مهربان فرار كرده است ، بار ديگر به دامان عطوفت و مهر الهى برگرديم . پيش از آنكه وجود ما از نيروها و استعدادها خالى شود و سرمايهء زندگى را سكه به سكه ببازار هوى و هوس آورده ، آنها را مستهلك بسازيم ، آرى : - پس به هر ميلى كه دلخواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد مولوى پيش از آنكه محتواى دو رباعى زير سرگذشت ما را توصيف نمايد : افسوس كه ايام جوانى بگذشت سرمايهء عمر جاودانى بگذشت تشنه بكنار جوى چندان خفتم كز جوى من آب زندگانى بگذشت يك چند به كودكى به استاد شديم يك چند به استادى خود شاد شديم پايان سخن شنو كه ما را چه رسيد از خاك بر آمديم و بر باد شديم عمل كنيم ، بلى عمل كنيم . راه بيفتيم ، بكوشيم ، زيرا روز تجسم از - دست دادن سرمايهء روح روزى بس وحشتناك است . روزى است كه دست بر سر و زانو زدن هيچ نتيجه اى نخواهد بخشيد . تا رسد دستت به خود شو كارگر چون فتى از كار خواهى زد به سر اين بيت را استادم حكيم متأله و عارف ربانى مرحوم آقا شيخ مرتضى طالقانى كه در حدود دو سال به محضر درسش در آستانهء اقدس امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام ( نجف اشرف ) موفق بودم . يك روز پيش از چشم بستن از اين دنيا و پرواز بسوى ابديت خواند . وقتى كه اين بيت را بعنوان